بلیزدل تصمیم به ساخت نسخه خود از آن 1 را گرفت. او نام فندک خود را “1” گذاشت چون از تلفظ کلمه “زیپ” خوشش می آمد. اولین مدل از این فندک در سال ۱۹۳۳ به قیمت ۱٫۹۵ دلار (چیزی در حدود ۳۵ دلار امروز) فروش رفت.

حتی این فندک خاص نیز برای خروج از رکود ، نیاز به یک نیروی شتاب دهنده خارجی داشت. در سال ۱۹۳۶، زیپو اولین تبلیغ خود را در ESQUIRE انجام داد. اما تبلیغات به کل شکست خورد، شرکت هیچگونه افزایشی در فروش خود ندید.

طراحی مفید فندک زیپو، آن را قادر می ساخت که حتی در یک نسیم قوی او را روشن کند، و این شرکت در تبلیغ اولیه خود این ویژگی را برجسته کرد. تبلیغات، از خوانندگان می خواست که فندک را در برابر یک پنکه روشن کنند تا مشاهده کنند که چگونه این فندک در برابر با مقاوم است.

زیپو در دهه اول فعالیت خود برای فروش، تقلای بسیار می کرد. اما تغییر بزرگ از زمانی رخ داد که زیپو شروع به فروش فندک های خود به ارتش آمریکا کرد. نیروهای آمریکایی می توانستند فندک زیپو را در فروشگاه های ارتش یا فروشگاه های نیروی دریایی در کشتی های نظامی خریداری و مبادله کنند، در حالی که سربازانی که اهل مک کین ایالت پنسیلوانیا، زادگاه زیپو بودند، می توانستند این فندک ها را رایگان دریافت کنند. سربازان، فندک ها را به خطوط اول جنگ می بردند و بدنه مقاوم آن را بسیار مناسب برای شرایط جنگی می دیدند. به گفته ارنی پایل، خبرنگار جنگی، “فندک زیپو، پر طرفدارترین چیز در میدان جنگ است.”
این مطالب را نیز بخوانید:
توی روزنامه یک رپورتاژ آگهی چاپ شد مبنی بر اینکه یک فندک زیپو را از شکم یک ماهی در آرودند و هنوز هم مثل روز اول کار می کند! این گزارش که در دهه ۶۰ میلادی به چاپ رسید داستان یک ماهی ۱۸ پوندی شکار شده از برکه نیویورک را روایت می کرد که داخل شکمش به جای پدرژپتو یک عدد زیپو جای گرفته بود و ماهیگیر با روزنامه مصاحبه کرده بود که کماکان کار میکنه! این ماجرا باعث شد که زیپو فقط در بین سربازان دیگر محبوب نماند و ملت هم به آن علاقه شوند.

زیپو برخلاف سایر شرکت ها کارخانه اش شعبه ندارد (منظورم اینست که شعبه فروش دارد ولی شعبه بخش تولید خیر) هیچ جای دنیا هم ارخانه ای تحت نظارت زیپو فندک آن را نمی سازد. سالی ۱۲ میلیون فندک از دل همین کارخانه در شهر بردفورد در می آید یعنی همانجایی که برای اولین بار هم این فندک ساخته شد. راستی تا یادم نرفته بگویم که این ابرکارخانه ۱۰۰۰ نفر هم کارگر و کارمند دارد.

در بلاد کفر و آنور دنیا که لایسنس و این جور چیزها وجود دارد و جنس قاچاق نداریم فندک های زیپو را هر کاری شان بکنید می توانید بروید و از فروشنده اش یک فندک نو بخواهید (به شرط آنکه فاکتور خرید خود ولو اینکه مال ۱۰ سال پیش هم باشد داشته باشد) . فروشنده ها تا الان آماری که به زیپو داده اند در طول این چندین سال خرابی ۸ میلیون فندک بوده که برای این همه تاریخ کارکرد کارخانه رقم کمی است.

داستانی وجود دارد که یک سرباز جنگ ویتنام قبل از عازم شدن به سفر جنگی خود بعد از بوسیدن زن و بچه اش یک فندک زیپو از خانمش هدیه می گیرد و می گذارد توی جیبش. همین فندک در طول جنگ باعث جلوگیری از مرگ او می شود! چطوری؟ یک گلوله شلیک می شود و میخورد به بدنه زیپو و جلوی شدت ضرب آن را می گیرد. حتی در داستان های غیرجنگی هم داستان مردی را داریم که در یک حمله تروریسیتی در سال ۲۰۱۰ توانست با وجود داشتن فندکی زیپو در جیب خود جلوی مرگ خود را بگیرد.

یکی از این بارها در عنوان تیتر به مجله تایم بر می گردد. این مجله مشهور را که می شناسید؟ همانکه هر ساله ملت را برای انتخاب کردن شخصیت سال سرکار می گذارد. این مجله در سال ۲۰۱۰ و با شروع دهه جدید قرن ۲۱ میلادی فندک های زیپو را در فهرست ۱۰۰ گجت برتر تاریخ گذاشت.

آن قدیم ها یکی از ترفندهای تبلیغاتی برندها ساخت اتوموبیلی مزین شده به برند خود بود. اگر در دنیای مارکتینگ و تبلیغات سررشته داشته باشید و یا مستندهای قدیمی را دیده باشید از این جور ماشین ها زیاد به چشمتان خورده است. مثلا مک دونالد هم ماشین هایی به شکل برگر داشت و یا ماشین های هات داگی که در تمام آمریکا به گردش در می آمدند تا این ساندویچ را در دل مردم جا کنند. زیپو هم طبیعتا در آن زمان ها از قافله عقب نمانده بود و در سال ۱۹۵۰ ماشین معروف زیپویی خود را برای تبلیغات خود به کار گرفت. ماشینی که البته به علت سنگینی ماکت ساخته شده از روی زیپو بر روی بدنه خودرو کمی کم آورده و باعث شده بود که لاستیک ها به فنای عظمی بروند.

به همین دلیل کمپانی این ماشین را گذاشت تعمیرگا تا به آن رسیدگی شود. شاید باورتان نشود که چون جو این تبلیغات نسبتا خوابیده بود و البته دلایل دیگری چون شلوغی سر تیم مارکتینگ زیپو و… آنها یادشان رفت با تعمیرگاه تخصصی تماس بگیرند (که اسمش هم توهی موتورز بود) ده سال بعد که دوزاری یکی از کارمندان افتاد و رفتند سراغ ماشین شان را بگیرند دیدند که تعمیرگاه بسته شده و هیچی در آنجا نیست! تا به امروز هم ماشین اصلی زیپو یک محصول گمشده به حساب می آید و کارشناسان می گویند که احتمالا آن به دست دستگاه اوراق سپرده شده است.
برچسب:
نویسنده: پندار صفری