خرید بک لینک
مهسان فقط 20 بهار از زندگی اش گذشته و یک ماه مانده بود فرزندش به دنیا بیاید و طعم زیبای مادر شدن را بچشد، اما تقدیر سرنوشت تلخی برای او به دست شوهر جوانش نوشت. اوایل خرداد سال 87، زمانی که مشغول کارهای خانه شان در یکی از محله های تهران بود، مورد حمله بیرحمانه شوهر معتادش به نام حسن قرارگرفت و کشته شد. حدود ده سال از سرنوشت غم انگیز زندگی این زن جوان می گذرد، اما داغ مرگ او در دل مادر بسیار سنگینی می کند.

این سال ها برای مادر و تنها برادر مهسان مثل یک عمر گذشته است. مادر با گذشت این همه سال، مرگ تنها دخترش را باور ندارد. فقط انتظار اجرای حکم قصاص و اعدام دامادش کمی از این دلتنگی اش کم کرده است. در این ده سال فقط روزها را می شمرده تا به روز اجرای قصاص دامادش نزدیک شود. او چند روز پیش با گذشت ده سال از قتل تنها دخترش همراه چند نفر از اقوام و تنها پسرش برای اجرای حکم به زندان رجایی شهر کرج رفت، اما وقتی دامادش را بعد از سال ها بالای چوبه دار دید دلش هری ریخت. هرچند داغ سنگینی بر دلش بود، اما نمی توانست جان فردی را بگیرد و مادری را داغدار کند. زمانی که طناب دار برگردن مرد اعدامی آویخته شد و فقط 60ثانیه مانده بود حکم قصاص داماد 34 ساله به مرحله اجرا در آید، مادر داغدیده فریاد برآورد: «او را می بخشم، اما شرطی دارم. حکم اعدام را متوقف کنید.» درهمین موقع صدای فریادهای مادر داغدیده، سکوت محوطه اجرای حکم زندان را درهم شکست. مددکاران، مرد اعدامی را که رعشه براندامش افتاده بود و دست و پایش می لرزید و به پهنای صورت اشک می ریخت، از بالای چهار پایه پایین آوردند و به سلولش در زندان بازگرداندند.
محبوبه، زن فداکاری که قاتل دخترش را پای چوبه دار بخشید، در گفت وگو با جام جم از شرط خود برای بخشش قاتل و انگیزه اش از این کار گفت. شرطی که در روزهای گذشته خبرساز شد.
چطور از قتل دخترتان باخبر شدید؟
دخترم چهار سال قبل از مرگ، در آستانه اشرفیه ازدواج کرد و سال 87 که در تهران به قتل رسید، هشت ماهه باردار بود و می خواست تا یک ماه بعد پسرش را به دنیا آورد که برای همیشه هر دویشان مرا ترک کردند. دامادم اعتیاد داشت و چند بار ...

اخبار پیشنهادی:

برچسب: نویسنده: پندار صفری تاريخ: سه شنبه 27 تير 1396 ساعت: 4:51

صفحه بندی