خرید بک لینک

اهل هنر غلامحسین برزگر خراسانی (متخلص به امیر) را با عنوان شاعر می شناسند، اما او در دیگر حوزه های هنری هم دستی بر آتش دارد؛ موسیقی می داند، صدای خوشی دارد و سال ها پیش در رادیو با نام مستعار آواز می خوانده است.

علاوه بر این دانش آموخته رشته نقاشی از دانشگاه هنرهای زیباست. در کنار همه این ها او در سال های اخیر به نویسندگی روی آورده و آثاری را هم در این حوزه به چاپ رساندهاست. به تازگی از او یک دفتر شعر و یک 1 به نام «رها در ناکجاآباد» وارد بازار نشر شده که دومی به چاپ دوم رسیده است. همین موضوع دلیلی شد برای گفت وگوی ما با او درباره آثار تازه منتشر شده اش، مسائلی چون وضعیت کتابخوانی و درباره دو اثری که به تازگی از شما وارد بازار نشر شده، توضیح می دهید؟ نخستین اثر، دفتر شعر است که در قالب های مختلف کلاسیک سروده شده و انتشارات حوزه هنری خراسان رضوی آن را چاپ و منتشر کرده است. اثر بعدی که برایم اهمیت بیشتری دارد، رمانی است با نام «رها در ناکجاآباد»؛ البته این کتاب دوسال پیش به چاپ رسیده و اکنون چاپ دوم آن وارد بازار شده است. این رمان یک اثر تقریبا نوستالژیک با درون مایه فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی است که حوادث آن در حوالی دهه ٣٠ و ۴٠ خورشیدی در 1 رخ می دهد. بخشی از این رمان که به توصیف فضای مشهد 1، تعامل های اجتماعی، بیان آداب و رسوم، برخورد حکومت وقت با مردم و اختلاف های فرهنگی و طبقاتی پرداخته، ریشه در واقعیت دارد اما داستان و شخصیت های به تصویر کشیده شده در آن، زاییده تخیل نویسنده است. چرا «رها در ناکجاآباد» برایتان از اهمیت بیشتری برخوردار است؟ شعر یک اتفاق و نقش جوشش در آن پررنگ تر است؛ پس بسته به استعداد شاعر و علم و دانش اوشکل می گیرد و شاعر تنها حکم کاتب آن اثر را دارد، اما این مسئله به عقیده من درباره رمان صدق نمی کند. نویسندگی رویدادی کوششی است و نویسنده باید به اصطلاح عرق روح بریزد، فکر و مطالعه کند و پیوسته در میدان کلمه باشد تا از این میانه بهترین ها را انتخاب کند و در نوشته خود جای دهد. اهمیت و برتری این اثر در همین تفاوت نهفته است. چطور کار در چند عرصه هنری را با هم پیش می برید؟ من در همه این سال ها کار کرده ام و روزی را به بطالت پشت سر نگذاشته ام. هفت سال پیوسته در عرصه موسیقی فعال بودم. من و استاد شجریان هر دو نزد یک استاد تلمذ می کردیم. سال١٣۴٠ در رادیو با نام مستعار آواز می خواندم. اما مدرک دانشگاهی ام را در رشته نقاشی از دانشگاه هنرهای زیبای تهران اخذ کرده ام. در کنار این ها شعر به نوعی مانندِ خون در رگم جریان داشت و از کودکی با سرشتم عجین شده بود. همین مسئله هم سبب شد تا در همان دهه ۴٠ در مشهد انجمنی به نام «انجمن شعر امید جوان» دایر کنم و سِمت های بسیاری را نیز در این عرصه تجربه کنم. حالا هم دارم خودم را در وادی رمان نویسی می آزمایم. وضعیت بازار نشر را چگونه می بینید؟ بازار نشر اوضاع خوبی ندارد اما مشکل ما در مشهد، بازار نشر و انتشاراتی ها نیستند. به نظر من، ما در پخش آثار منتشرشده با مشکل روبه رو هستیم. همیشه روال کار این گونه است که انتشاراتی اثری را نشر می دهد اما برای توزیع و پخش آن در بازار برنامه ای ندارد. به نظر شما باید برای رفع این مشکل چه کرد؟ باید فرهنگ سازی بشود. دولت و مؤسسات فرهنگی پای کار بیایند و سازمان هایی را برای توزیع آثار هنرمندان ایجاد کنند. شمارگان کتاب ها در مشهد زیاد نیست و معمولا پا را از دوهزار جلد فراتر نگذاشته است. این با توجه به تعداد کتاب فروشی هایی که در مشهد وجود دارند، رقم بالایی نیست. اگر بین هریک از این کتاب فروشی ها پنج تا ١٠ جلد از یک اثر توزیع شود، دیگر ما کتابی را نخواهیم یافت که گوشه انبارها مچاله شده و گرد و غبار بی مهری روی آن نشسته باشد. البته یک مشکل دیگر هم این است که متأسفانه همه این روزها به دنبال سودهای کلان هستند. این ویروس به دنیای فرهنگ هم سرایت کرده است و باعث شده تا انتشاراتی ها با توجه به وضعیت بد کتاب و کتابخوانی در کشور رغبتی برای نشر آثار 1 نداشته باشند. به نظر شما دلیل پایین بودن سرانه مطالعه چیست و شما چه راهکاری برای رفع آن پیشنهاد می کنید؟ پایین بودن سرانه مطالعه در کشور این روزها به بحران تبدیل شده است. نبود علاقه به مطالعه می تواند دلایل بسیاری داشته باشد. متأسفانه ما پیش از آنکه گرفتار دیگرسانسوری باشیم با خودسانسوری دست به گریبان هستیم. نویسنده یا شاعر آزادانه حرفش را نمی زند و آن را در لفافه بیان می کند. این خواننده را آزار می دهد و درواقع باعث فرار او از مطالعه می شود. چرا نویسنده برای بیان موضوعی انتقادی یا اجتماعی باید با کلمات بازی کند و درنهایت آن را در پوشش جملات بی ربط به خواننده عرضه کند؟ البته تأکید می کنم که معنی این سخنان، اشاعه فرهنگ ابتذال در هنر نیست و تعریف من از آزادی چیزی متفاوت با این مسئله است. منظور من از آزادی، صراحت بیان، صداقت در گفتار و ایجاد جذابیت در نوشتن است. این در لفافه سخن گفتن، به خاطر شرایط خاص اجتماعی، اقتصادی و ... حاکم بر جامعه نیست؟ درست است اما هنرِ هنرمند در چگونگی مطرح کردن موضوع یا مشکلات، تأثیرگذار است. خاطرم هست یک روز در حضور رهبر معظم انقلاب شعری انتقادی خواندم. یکی از حاضران گفت: «شعر آقای برزگر همه چیزش خوب است ولی یک اشکال دارد؛ تندی زبان ایشان!» رهبر انقلاب در پاسخ به آن فرد فرمودند: «انتقاد دوجور است. یک انتقاد سازنده است و یکی هم سوزنده. انتقاد آقای برزگر سازنده است» به عنوان هنرمندی خراسانی، مشهد و هویت آن تا چه اندازه در آثار شما ثأثیرگذار بوده است؟ مشهد برای من خیلی مهم است. من چند شعر با لهجه مشهدی دارم که در آن به توصیف فضای مشهد قدیم و نامداران آن پرداخته ام. در رمان جدیدم هم ردپای مشهد قدیم کاملا مشهود است. اتفاقا همین دو هفته پیش هم در پاسخ یکی از دوستان که شعر تازه ای طلب داشت، یک مثنوی درباره مشهد خواندم که به تازگی سروده ام. آن شعر این گونه آغاز می شود: «من آنم که مادر بزادم به توس/ نه در ری، نه در روم و نه مُلکِ روس/ مرا زاد مادر در این خاکِ پاک/ که اجداد من خفته در آن به خاک... »

برچسب: نویسنده: پندار صفری تاريخ: شنبه 2 دی 1396 ساعت: 13:45

صفحه بندی